تئاتر عروسکی بونراکو

بونراکو(Bunraku) از آن دست شیوه‌های تئاتر عروسکی است که ابعاد گسترده‌ جهانی پیدا کرده‌ و به همین دلیل در ایران هم شاهد استفاده فراوان از این شیوه هستیم. پوشاندن لباس و نقاب سیاه بر تن و چهره و گرداندن عروسک‌های بزرگ از نشانه‌های بارز این شیوه است که اصالت و ریشه‌ی ژاپنی دارد. بونراکو که در قرن هفدهم و از سال ۱۶۸۴ میلادی به عنوان شکلی تئاتری به کار گرفته شده است، در قرن هجدهم به اوج خود می‌رسد و امروز در سراسر دنیا به عنوان یک شیوه و یا تکنیک‌هایی از این شیوه مورد استفاده فعالان تئاتر عروسکی قرار می‌گیرد. این اوج گرفتن آن قدر دامنه‌دار و تاثیرگذار بود که از بونراکو نمایش کابوکی به وجود آمد، البته این نوع تازه به دلیل گسترده بودن بونراکو همچنان مهجور باقی ماند تا در دوره میجی و تحولات آن دوره و باز شدن دروازه‌های ژاپن به روی دنیای غرب، امکان دیده شدن و تبلور کابوکی هم ایجاد شد.

 

عنوان بونراکو مربوط می‌شود به نام یمورا بونراکوکن Uemura Bunrakaken که در اوساکا Osaka صاحب یک تئاتر بود و برنامه‌های تئاتری او تنها توسط یک نفر انجام می‌شد. او اندازه‌ عروسک‌هایش را تا دو برابر بزرگتر کرد تا آن‌ها را به شخصیت‌های عروسکی کابوکی Kabuki که شبیه شخصیت‌های تئاتر زندگی بودند، نزدیکتر کند. او این کار را بدان جهت انجام داد که عروسک‌ها از لحاظ حرکت و بیان کم اهمیت جلوه نکنند. سر عروسک‌های او دارای چشم‌ها و ابروان متحرک بودند و باز و بسته می‌شدند. دست‌های این عروسک‌ها انگشتان مفصل‌دار داشتند.

عروسک‌گردان که در معرض دید تماشاگران است کار حرکت دادن سر و بازوی راست عروسک را به عهده دارد و در همان حال دو دستیار او که دستکش‌های سیاه به دست دارند، بازوی چپ و پاهای عروسک‌ را حرکت می‌دهند. در این تئاتر شخص راوی یا خواننده وجود دارد و نوازنده، گفتار او را با نواختن ساز شامیسن Shamisen(سازی که دارای سه سیم است) همراهی می‌کند.

 

وقتی در یک شیوه اجرایی تکنیک‌هایی موجود باشد که فارغ از معنای درونی آن بتواند در هر جایی قابلیت اجرایی بیابد، ناخواسته چنین بهره‌برداری از آن ممکن خواهد شد. بونراکو ریشه در باورهای مذهبی ژاپنی شینتو دارد و بنابراین رنگ چهره‌های عروسک و نحوه لباس پوشیدن و ارائه موسیقی و آواز از این باورها پیروی می‌کند. اما در تبدیل و استفاده از این شیوه و تکنیک در جاهای دیگر دنیا، این باورها به کنار گذاشته می‌شود، چون لزومی در باور داشتن آن‌ها احساس نمی‌شود، فقط تکنیک و زیبایی‌شناسی موجود در آن قابلیت انتقال می‌یابد و حالا هنرمندان دنیا می‌توانند این تکنیک‌ها و شیوه را در همجواری باورهای خود استفاده کنند. البته گاهی اشتراکات فرهنگی مانع از حذف این باورها می‌شود. چنان چه استفاده از رنگ سرخ برای بیان هیجان و حسادت، سبز برای بیان نیروهای فرازمینی و ارغوانی برای بیان مرتبه اشرافی شخصیت‌ها به کار گرفته می‌شود. این موارد به سادگی می‌تواند در دیگر نقاط نیز قابل پذیرش باشد چنان چه در تعزیه ایرانی رنگ سرخ برای اشقیاء و رنگ سبز برای اولیاء به کار می‌رود. اما این بهره‌مندی گاهی در حد استفاده از تکنیک پوشش سیاه، برای حرکت در صحنه و گرداندن عروسک‌ها به کار می‌رود، گاهی از آن برای ساخت عروسک‌های بزرگ استفاده می‌شود و گاهی تلفیق این دو را با هم داریم. زمانی نیز صحنه‌آرایی، استفاده از موسیقی و آواز زنده در کنار صحنه و حرکت عروسک‌ها در دل صحنه، از بونراکو به امانت گرفته می‌شود.

بنابراین شیوه بونراکو ظرفیت بالایی دارد که به انواع و اقسام مختلف می‌توان از آن بهره‌برداری نمایشی کرد،

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *